close
تبلیغات در اینترنت

مراقب باش در سراشیبی نالیدن نیفتی!

بهترین مکان برای نمایش تبلیغات شما بهترین مکان برای نمایش تبلیغات شما

مراقب باش در سراشیبی نالیدن نیفتی!

بازدید: 211
دسته بندی: ورزشی,اقتصادی,

خانم بی حوصله مقابل تلویزیون نشسته بود و به گذشته فکر می کرد. همین چندماه پیش از کارش اخراج شده بود. او سه سال بود در شرکتی معتبر کار می کرد و این سه سال را بهترین بخش زندگی اش می دانست.

آن روزها، راس ساعتی معین در محل کارش حاضر می شود، کارهایی تکراری و بی دردسر انجام می داد، راس ساعتی معین از شرکت خارج می شد و با دوستانش به خرید می رفت. شب هم به بهانه خستگی ناشی از کارهای روزانه، از انجام مسئولیت های خانه طفره می رفت و مدام به شوهرش غر می زد. او این شیوه زندگی را دوست داشت؛ غافل از این که در دامی بزرگ گرفتار شده است.

بهترین بخش زندگی,مسئولیت های خانه ,مسئولیت هایی ساده

هیچ کسی با وقت کشی موفق نمی شود!
خوشبختانه، مدیر آن شرکت انسانی هوشمند بود و فقط دو یا سه بار به کارمندانی همچون خانم بی حوصله فرصت می داد تا در محیط کار خلاقیت خود را به کار گیرند و فعالیتی پویا داشته باشند. اگر این کارمندان همچنان به شیوه قدیمی و یکنواخت خود ادامه می دادند و فقط وقت کشی می کردند، پس از مدتی اخراج می شدند. اگر چنین نبود، بی تردید شرکت آنان به شرکتی پرآوازه تبدیل نمی شد. خانم بی حوصله این فرصت ها را چندان جدی نمی گرفت و فکر می کرد زندگی همچنان به همین شیوه تکراری ادامه خواهدیافت. وقتی او از کارش اخراج شد، ذره ای پس انداز نداشت زیرا در کل انسانی تلاش مدار، آینده نگر و هدفمند نبود.

بهترین بخش زندگی,مسئولیت های خانه ,مسئولیت هایی ساده

او به اشتباه تصور می گرد هدفمندی یعنی این که راس ساعتی معین در محل کارت حاضر شوی، مسئولیت هایی ساده  و تکراری انجام دهی و در پایان ماه هم حقوقت را دریافت کنی. پس از اخراجش هم فقط مقابل تلویزیون می نشست و منتظر بود کسی از راه برسد و برای شغلی مهم استخدامش کند. او حتی به وضعیت خانواده هم رسیدگی نمی کرد. در پایان، بیکاری و بی هدفی او سبب شد به زنی همیشه نالان و غیرقابل تحمل تبدیل شود؛ به طوری که همسرش به او گفت: «اگر به این رفتارت ادامه بدی، دیگه نمی تونم با تو زندگی کنم!»

مراقب باش در سراشیبی نالیدن نیفتی!
صدای زنگ در، رشته افکار خانم بی حوصله را از هم گسیخت. یک لحظه برای بازکردن در تردید کرد زیرا می دانست خواهرش پشت در است. خانم بی حوصله احساس می کرد الان نمی تواند مثبت اندیشی های خواهرش را تحمل کند. او شغلش را از دست داده بود و زندگی زناشویی اش در آستانه فروپاشی قرار داشت. او خوب می دانست که در حضور خواهرش نمی تواند سکوت کند و بی تردید از زندگی اش می نالد. در پایان در مقابل وسوسه نالیدن تسلیم شد و در را باز کرد.

خواهر خانم بی حوصله، با شور و انرژی بسیار وارد شد. او دو روز در هفته به صورت داوطلبانه در مدرسه ای ویژه تدریس می کرد. در این مدرسه به دانش آموزانی آموزش داده می شد که در گذشته از تحصیل محروم مانده بودند. او با دیدن خانم بی حوصله پی برد که باید خودش را برای شنیدن ناله های او آماده کند؛ البته او از این جریان نمی ترسید، به شرط آن که بتواند اقدامی مفید در این زمینه انجام دهد.

او در ابتدا به همه ناله های خانم بی حوصله گوش کرد. سپس از او پرسید: «آیا فکر می کنی با نشستن توی خونه و تماشای برنامه های تلویزیونی می تونی زندگیت رو تغییر بدی؟»

بهترین بخش زندگی,مسئولیت های خانه ,مسئولیت هایی ساده

خانم بی حوصله گفت: «من منتظرم تا فرصتی ویژه به من رو کنه.»
«اگر فرصتی ویژه هم وجود داشته باشه؛ تو با ناله هات اون رو از خودت دور می کنی.»
«تو می گی من چه کار کنم؟»
«اقدام کن.»
«چه اقدامی؟»
«خودت یه کاری رو شروع کن.»
«با جیب خالی؟»
«فکر می کنی همه آدمای موفق از اول سرمایه کافی داشتن؟»
«دست کم مثل من هم نبودن!»


«اشتباه می کنی. این آدما فقط و فقط به احساس هدفمندی و تلاش خودشون، البته به یاری خداوند، تکیه می کنن، اونا درواقع زندگی، سرمایه و زمانشون رو به خوبی مدیریت می کنن.»

«من الان نه هدف دارم، نه انگیزه، نه اشتیاق، نه... بازم بگم؟»
«پس دست کم خودت رو به این خونه محدود نکن. یادم می آد که تو از دوران دبیرستان توی کارهای هنری خلاق بودی. می تونی این خلاقیتت رو توی مدرسه ما به کار ببری و به دانش آموزهای مشتاق آموزش بدی و بعدش هم کارآفرینی کنی.»
«بدون دستمزد؟!»

«در ظاهر شاید حقوق نگیری، اما فکر می کنی از برکت این کار محروم می مونی؟ در ضمن تو باید از لاک خودت بیرون بیایی تا بتونی فرصت های خوب رو جذب کنی.»
«نمی دونم! باید درباره اش فکر کنم.»
«پس تا فردا به من خبر بده.»

خواهر خانم بی حوصله رفت. خانم بی حوصله سعی کرد درباه پیشنهاد خواهرش فکر کند. پس از مدتی، ناخودآگاه او فکر می کرد که دوست دارد سر کلاس به بچه ها چه کارهایی را آموزش دهد! وقتی هم شب همسرش به خانه آمد، به جای غرزدن های پیاپی هر روزش، فقط درباره پیشنهاد خواهرش صحبت کرد. علاقه به هنر دوباره در وجودش جوانه زده بود. او احساس هدفمندی می کرد. تصمیم گرفت فردا صبح به پیشنهاد خواهرش پاسخ مثبت بدهد. او آن شب در کل احساسی بهتر داشت.

تو حرکت کن تا دنیا با تو همکاری کند!
فردای آن روز خانم بی حوصله فقط در این باره می اندیشید که دوست دارد چه کاری را به دانش آموزانش یاد دهد. او تکه دوزی را برای شروع انتخاب کرد و به همراه خواهرش پارچه های اضافه را از دوستان و آشنایان جمع آوری کرد و کار شروع شد. شور و اشتیاق دانش آموزان، بر روح و روان خانم بی حوصله تاثیرگذاشت. او پس از مدتی پی برد چقدر به کارش عشق می ورزد و در مقایسه با گذشته بسیار هدفمند شده است.

بهترین بخش زندگی,مسئولیت های خانه ,مسئولیت هایی ساده

چند ماه از کار کردن خانم بی حوصله در مدرسه گذشت که قرار شد نمایشگاهی از آثار هنری دانش آموزان برگزار شود. معلم ها هم می توانستند با هزینه ای اندک برای خودشان غرفه ای برپا کنند. خانم بی حوصله به کمک چند تن از دانش آموزانش توانست تکه دوزی هایی زیبا و چشم نواز را با کاربردهایی متفاوت تهیه کند. او چند روز مانده به نمایشگاه از شور و شوق در پوست خود نمی گنجید و شبانه روز کار می کرد. او چنان در خلق آثار هنری اش غرق شده بود که زمانی برای منفی بافی و نالیدن نداشت. جالب است بدانید که غرفه او شلوغ ترین و پرفروش ترین غرفه نمایشگاه بود. او گاهی به مشتریانش می نگریست و برای آینده درخشان خود، خانواده و کارکنانش رویاپردازی می کرد.

روز پایانی نمایشگاه، از خانم بی حوصله (ببخشید، از خانم پرتلاش) به خاطر همه فعالیت هایش تقدیر شد. در آن روز، خانم پرتلاش هدیه ای را از شوهرش دریافت کرد که این یادداشت روی آن خودنمایی می گرد: «به داشتن همسری چون تو افتخار می کنم.»

خانم پرتلاش با خودش عهد بست همیشه در زندگی اش بکوشد زمانی را به مشارکت در مشاغل داوطلبانه و بی دستمزد، اما تفاوت آفرین، اختصاص دهد.


این مطلب در تاریخ: سه شنبه 06 مرداد 1394 ساعت: 21:32 منتشر شده است
نظرات()

نظرات


نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی

تبلیغات

ورود کاربران

نام کاربری :
رمز عبور :

» رمز عبور را فراموش کردم ؟

عضويت سريع

نام کاربری :
رمز عبور :
تکرار رمز :
ایمیل :
نام اصلی :
کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد

تبلیغات

متن

آمار


آمار کاربران آمار کاربران
افراد آنلاین افراد آنلاین : 2

آمار بازدیدآمار بازدید
بازدید امروز بازدید امروز : 796
بازدید دیروز بازدید دیروز : 733
آي پي امروز آي پي امروز : 26
آي پي ديروز آي پي ديروز : 61
بازدید هفته بازدید هفته : 1,529
بازدید ماه بازدید ماه : 15,729
بازدید سال بازدید سال : 147,834
بازدید کلی بازدید کلی : 945,271

اطلاعات شما اطلاعات شما
آی پی آی پی : 54.167.250.64
مرورگر مرورگر :
سیستم عامل سیستم عامل :
تاریخ امروز امروز : سه شنبه 02 آبان 1396

خبرنامه

براي اطلاع از آپيدت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

تصویر ثابت